آينده پژوهي به مثابه علم و فناوري، مورد توجه همه ي كشورها و ملل قرار گرفته است. بايد توجه داشت كه بسياري از تصويرهاي آينده، چشم اندازهاي خلق شده براي صدور به كشورهاي در حال توسعه اند. كه يا از عهده ي آينده پژوهي برنمي آيند و يا ضرورت آن را به منزله ي يک وظيفه ي ملي درک نكرده اند. در خوشبينانه ترين حاالت، تصويرهاي فراهم آمده از آينده كه در كانون هاي تفكر غربي ترسيم ميگردد، حاوي و ناقل ارزشهاي غربي و نافي منافع ملي كشورهاي در حال توسعه است. اين كانونهاي تفكر با شناخت نياز حياتي كشورهاي ديگر، بر اساس اهداف و منافع ملي خود آينده را ترسيم كرده و رقم ميزنند. درک اين حقيقت، بار ديگر ضرورت توجه به آينده پژوهي به مثابه فرصت ملي را به ما گوشزد ميكند
نقش پرداز تویی ، ما قلم پرگاریم حاضر آرایی و آینده نگاری از توست
اقبال لاهوری
از آنجا كه آينده پژوهي يک دانش بين رشته اي است و كاربردهاي فراواني در حوزه هاي مختلف دارد، بسته به موضوع مورد مطالعه، روش مطالعاتي و ارزشهاي آينده پژوه، داراي سطوح متفاوتي است، ريچارد اسالتر اين سطوح را چنين تقسيم بندي كرده است
در عرصه مديريت اصوال مديريت اقدامي است براي آينده و اداره رخدادهايي كه در حال اتفاق افتادن است. گذشته ها گذشته و ديگر تغييري برنمي تابد. حال گريزپا تبديل به گذشته خواهد شد. آينده تنها فرصتي است كه در آن و با آن بدنبال آرمان ها، آرزوها، اهداف، استراتژي ها و … هستيم؛ و در نهايت بدنبال صيد پيش دستانه فرصت ها و پرهيز از مخاطرات هستيم.
مثلث آينده پژوهي حاصل تقابل سه نيروي متفاوت است كه عبارتند از:
كشش آينده: الزامات و اقتضاياتي كه به ما ميگويد چشم انداز خلق كن، استراتژي تدوين و اجرا كن. اغلب برنامه ريزي هاي خردمندانه براي آينده است.
فشار حال: مشكلات و چالش هايي كه بايد در حال حاضر حل شوند.
وزن گذشته: تركيب تمامي مسائلي كه ما آموخته ايم، دروه هاي آموزشي، تجربيات گذشته و …
به طور كلي جهان يک كل درهم تنيده است، خدا خالق و انسانها مخلوق اند. براي شناخت آينده سازمان، آينده كسب و كار ، صنعت يا يک بخش و … نمي تواني آنها در يک سيستم بسته بررسي نمود. سيستم هاي بسته در عمل وجود خارجي ندارند و در واقعيت همه سيستم ها با محيط پيرامون خود تعامل دارند، يعني تمامي سيستمها از محيط خود تاثير ميگيرند و بر محيط اطراف خود تاثير مي گذارند (مفهوم پيچيدگي) از اين رو نيازمند نظاره سيستم به صورت كلي و از بالا به آن هستيم. يعني نگاه بيرون به درون به سيستم داشته و در حقيقت رويكرد، تفكر و برنامه- ريزي پويا (ديناميک)در مقابل رويكرد، تفكر و برنامه ريزي خطي استفاده شود. به طور كلي در سيستم هاي خطي رابطه بين ورودي و خروجي جبر خطي است، اين سيستم ها قابل پيشبيني و غيرغافلگيركننده هستند. اين سيستم- ها مبتني بر داده اند. ورودي آنها داده و خروجي آنها داد ها هستند.